|
شايد هيچ آهنگي سه دقيقه
اي در جهان (البته جهان
موسيقي غيرکلاسيک غربي)
به زيبايي و تاثيرگذاري
اين آهنگ وجود نداشته
باشد.
جان لنون با جدا شدن از
گروه بيتلز دوره جديدي را
آغاز کرد. دوره اي که
سراسر بود از مزاحمت براي
سياسيون. دوره اي که در
آن جان لنون خود را به
عنوان يکي از اعضاي شناور
نهضت هاي آوانگارد در
موسيقي ثبت کرد و دوره اي
که با کارهاي معترضانه
خود در زندگي شخصي و حرفه
اي اش بر روي طناب باريکي
راه مي رفت که هرگاه
احتمال سقوط داشت، ولي
هرگز سقوط نکرد، چرا که
خالص بود و روراست. آهنگ
«تصور کن» آينه تمام نماي
منش و رفتارهاي او در
زندگي است. آهنگ «تصور کن»
اولين آهنگ از آلبومي به
همين نام است که دومين
آلبوم جان لنون جدا شده
از بيتلز است. آهنگي فوق
العاده زيبا و فراموش
نشدني، سرشار از انديشه
هاي انسان دوستانه، قابل
احترام و جهانشمول که
نشان از درک و بينش خود
جان لنون به جهان دارد.
لنون در اين آهنگ، جهاني
زيبا را براي مخاطب خود
به تصوير مي کشد، جهاني
که در آن از جنگ خبري
نيست و جهاني که انسان ها
از هر فرقه و نژاد و مذهب
مي توانند در کمال صلح در
کنار هم زندگي کنند. شايد
هيچ آهنگي را نتوان پيدا
کرد که در عين لطافت اين
قدر نيشدار و راديکال
جهان اطراف را به زير تيغ
تند نقد خود بکشد. اما
اين چيزي است که از جان
لنون بسيار ديده ايم. همه
چيز در اين آهنگ در نهايت
آرامش و پاکي است. از متن
ترانه تا موسيقي آهنگ تا
ويدئو کليپ آن، همه و همه
در کنار هم مجموعه اي
زيبا خلق کرده است که جان
لنون افسانه اي خالق آن
است. آهنگ «تصور کن» بدون
شک معروف ترين آهنگ جان
لنون است. ترانه اي که
جان لنون در آن اتوپياي
خود را براي مخاطبانش
متصور مي شود. موسيقي اين
آهنگ هم بسيار تاثيرگذار
است. پيانو عميق و آرام و
احساساتي نواخته مي شود و
ترانه هم همچون آهنگ
بسيار ساده است. اين آهنگ
لنون را شايد بتوان تکميل
کننده پيامي که او با
آهنگ «هر آنچه نياز داري،
عشق است» مي داد، دانست.
لنون در خلال تصوير دنياي
آرماني خود در اين آهنگ
از ما سوال مي کند؟ «آيا
فکر مي کنيد که من يک
خيال پردازم؟» و بعد از
آن جايي مي گويد؛ «نه من
تنها نيستم». (تنها کسي
نيستم که اين گونه فکر مي
کنم و اين گونه مي خواهم.)
«يوکو انو» در خصوص اين
آهنگ مي گويد؛ «لنون
عميقاً اين گونه فکر مي
کرد، او با سرودن و اجراي
اين آهنگ خواست تا انديشه
هايش را با ديگران در
ميان بگذارد.» آهنگ «تصور
کن» شايد يکي از محبوب
ترين آهنگ هاي دنياست. به
طوري که جيمي کارتر رئيس
جمهور امريکا درباره اين
آهنگ مي گويد؛ «در بسياري
از کشور هاي جهان شما مي
توانيد آهنگ تصور کن جان
لنون را بشنويد که مردم
آن کشور همچون سرود ملي
کشور خود آن را مي خوانند.»
آهنگي که بارها توسط ديگر
خوانندگان بازخواني شده
است، از جمله گروه «يرفکت
سايکل» و «جون بائز»، که
شايد بهترين بازخواني آن
متعلق به «جون بائز»
خواننده راديکال، منتقد و
معترض امريکايي باشد.
البته در ايران نيز اين
آهنگ همواره طرفداران خود
را داشته است، تا جايي که
يغما گلرويي نيز ترانه اي
را با شباهت بسيار زياد و
ملهم از اين ترانه سروده
است. در تمام اين سال ها
اين آهنگ مورد ارجاعات و
استفاده هاي بسياري قرار
گرفته است. يکي از بهترين
و جالب ترين آنها نام
گذاري فرودگاه ليورپول به
نام او است که بر روي سقف
آن هم قسمتي از ترانه اين
آهنگ (بالاي سرمان تنها
آسمان باشد) حک شده است.
ضمن آنکه آهنگ رسمي
سازمان بين المللي حقوق
بشر و عفو عمومي نيز هست.
در آخر آنکه، اين آهنگ
زيبا و به يادماندني که
هميشه با آن مي توان در
دنيايي زيبا و آرماني
گردش کرد، در يک زمان
غمگين ترين آهنگ جهان بود.
زماني که يک هفته پس از
قتل فاجعه آميز جان لنون
در تلويزيون امريکا به
ياد او صفحه سياه شد و
متن ترانه با رنگ سفيد بر
روي صفحه مشکي ظاهر شد.
جان لنون به قتل رسيده
بود. قاتل که از طرفداران
او بود به قصد خود رسيد.
او يک افسانه شد، افسانه
اي که براي هميشه در
دنياي موسيقي ماندگار
خواهد بود. ولي آيا اگر
زنده مي ماند و اينگونه
به قتل نمي رسيد، الان
چنين مقامي نداشت؟
برگرفته از
روزنامه شرق مورخ
29
اردیبهشت
1386 (صفحه موسیقی)
|
|